اخبار

«ماجراجویی بتی و رفقا، از کویر تا دریا»

«ماجراجویی بتی و رفقا، از کویر تا دریا»

سلام، من بتی‌ام. یه عاشق ماجراجویی، طبیعت، و کشف جاهایی که هنوز تو نقشه‌های توریستی به چشم نمیان. اون روز، هنوز آفتاب کامل بالا نیومده بود که ما با کوله‌هامون زدیم به دل راه. از اقامتگاه بیرون زدیم و راه افتادیم سمت سواحل مکران. هوا خنکِ سحرگاهی داشت، ولی یه هیجان داغ تو رگ‌هامون می‌دوید.

جزیره‌ای که دل می‌برد؛ از حرا تا هنگام…

جزیره‌ای که دل می‌برد؛ از حرا تا هنگام…

از همون لحظه‌ای که هواپیما بالای قشم پر کشید، یه چیزی ته دلم تکون خورد. انگار دلِ جنوب، از پنجره هواپیما، دست تکون می‌داد برام. جزیره از اون بالا مثل یه تابلوی نقاشی بود که یه نقاش جنوبی با عشق و رنگ خاک و آفتاب و موج کشیده باشه….