یه سفر با پوپک، حلزون ماجراجو!
اون صبح زود که راه افتادیم سمت رویین، هیچکس فکر نمیکرد یه حلزون کوچولو بتونه این همه ماجرا رقم بزنه! من و پوپک ــ حلزون خونگیم ــ با ماشین شخصی از بجنورد زدیم بیرون. پوپک توی یه ظرف پلاستیکی کوچیک بود، با چند تا برگ کاهو و سوراخای تهویه. ساکت، جمعوجور، ولی آماده یه سفر