جزیرهای که دل میبرد؛ از حرا تا هنگام…
از همون لحظهای که هواپیما بالای قشم پر کشید، یه چیزی ته دلم تکون خورد. انگار دلِ جنوب، از پنجره هواپیما، دست تکون میداد برام. جزیره از اون بالا مثل یه تابلوی نقاشی بود که یه نقاش جنوبی با عشق و رنگ خاک و آفتاب و موج کشیده باشه….