- تاریخ انتشار : جمعه ۱۳ مرداد ۱۴۰۲ - ۲۲:۱۰
- کد خبر : 334 چاپ خبر
توهین به مقدسات
یکی از مباحث مهم و قابل تحلیل در حوزه بین الملل بحث توهین می باشد. توهین تقریبا در تمامی ادیان و مذاهب عملی ناشایست به حساب می آید و بسته به اینکه چگونه، در چه شرایطی و به چه شخصی یا گروه یا عقیده ای توهین شود ابعاد حقوقی آن متفاوت است. یکی از منظر
یکی از مباحث مهم و قابل تحلیل در حوزه بین الملل بحث توهین می باشد. توهین تقریبا در تمامی ادیان و مذاهب عملی ناشایست به حساب می آید و بسته به اینکه چگونه، در چه شرایطی و به چه شخصی یا گروه یا عقیده ای توهین شود ابعاد حقوقی آن متفاوت است. یکی از منظر های توهین، توهین به مقدسات است. بر اساس مندرجات کنوانسیون ها و معاهدات بین المللی از جمله کنوانسیون آمریکایی حقوق بشر و اعلامیه جهانی حقوق بشر هرگونه توهین مذهبی و هر رفتار غیر قانونی علیه اشخاص و گروه ها به واسطه مذهب ممنوع است. لکن در بسیاری از موارد دیده شده است که مدعیان حقوق بشر در حالی به بهانه ی آزادی بیان حتی از محکوم کردن این جنایت غیرانسانی شانه خالی می کنند که احترام به عقاید، مقدسات و ارزش های جوامع انسانی یکی از ابتدایی ترین حقوق آنان است. در حقوق اسلام، ارزش های دینی، مورد حمایت حقوقی قرار گرفته است و توهین به آنها از جرایم مهم به شمار می رود.
اسناد بین المللی حقوق بشر همگی بر آزادی مذهبی، یعنی آزاد بودن هر فرد در انتخاب هرگونه عیده دینی و انتساب به هرگونه مذهبی و تغییر مذهب، تأکید دارند. در ذیل به بررسی اسناد مذکور خواهیم پرداخت. در بند 2 ماده 18 میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی آمده است.: هیچ کس نباید مورد اکراهی واقع شود که به آزادی او در داشتن یا قبول یک مذهبی با معتقدات به انتخاب خویش لطمه وارد آورد. مهم ترین مقرره ی بین المللی برای حمایت از حق آزادی مذهبی فرد، ماده 18 میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی(2) است که در 23 مارس 1976 لازم الاجراء شد. ماده 18 مقرر می دارد:
« هر کسی باید حق آزادی تفکر، وجدان و مذهب داشته باشد. این حق شامل آزادی داشتن و یا پذیرش مذهبی به انتخاب خود فرد، و آزادی اظهار باور یا مذهب در پرستش، عبادت، عمل به فرایض و آموزش آن مذهب یا باور خواه به طور فردی و خواه در جامعه با دیگران و به طور عمومی و خصوصی می شود»
«هیچ کس نباید در معرض اجباری قرار گیرد که بر آزادی او برای داشتن یا پذیرش مذهبی به انتخاب خودش لطمه وارد کند»
«آزادی اظهار مذهب یا باورهای شخص تنشها می تواند مشمول آن محدودیت هایی شود که توسط قانون تجویز شده اند و برای حمایت از سلامت، نظم، بهداشت، یا اخلاق عمومی و یا حقوق و آزادیهای اساسی دیگران ضرورت دارند »
«دولت های عضو این میثاق، متعهد می شوند که به آزادی والدین و حسب مورد، آزادی سرپرستان قانونی کودکان برای حصوص اطمینان از آموزش مذهبی و اخلاقی کودکان شان در مطابقت با اعتقاداتشان احترام گذارند ».
بر اساس ماده 2 میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی، دولت های عضو، متعهد شده اند که به حقوق به رسمیت شناخته شده در ماده 18 برای تمام افراد حاضر در حیطه صلاحیتی خود احترام گذارند و آن حقوق را قطع نظر از اینکه مذهب افراد چیست، برای آنها تضمین نمایند. همچنین لازم به ذکر است که ماده 27 مقرر می کند که افرادی که جزء اقلیت های مذهبی یک کشور هستند را نمی توان از حق اظهار مذهب خود و یا عمل به آموزه های دینی خود در جامعه منع نمود. تا تاریخ 7 جولای 2003، تعداد 149 دولت یعنی حدود سه چهارم دولت های جهان، میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی را امضا نموده اند. دولت های پر جمعیتی که این معاهده را امضا و تصویب نکرده اند عبارتند از: چین، اندونزی، پاکستان، عربستان سعودی و ترکیه.در مواردی امضای یک معاهده، دولت را ملزم به اجرای مفاد آن می کند و تنها در مواردی می توان آن را اجرا ننمود که حق شرطی بر خلاف آن وجود داشته باشد. اثر حق شرط این است که دولتِ حق شرط گذار را نسبت به آن بخش از معاهده که موضوع حق شرط است از تعهد معاف می کند. کمیته ای که نزد آن می توان به خاطر نقض های ماده 18 دادخواهی نمود، کمیته حقوق بشر است که بر اساس ماده 28 میثاق حقوق مدنی و سیاسی، تشکیل شده است. یکی از کارکردهای این دیوان عبارت است از بررسی ادعاهای افراد دولت های عضو پروتکل اختیاری میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی (پروتکل اختیاری) که ادعا می کنند توسط دولت ها قربانی نقض حقوق مندرج در میثاق شده اند. چنین افرادی که به آنها «اعلام کننده» گفته می شود، می توانند بر اساس ماده 1 پروتکل اختیاری، اعلامات خود را برای بررسی به کمیته حقوق بشر تسلیم نمایند. بر اساس قسمت «ب» از بند 2 ماده 5 پروتکل اختیاری، چنین اعلاماتی تنها در صورتی می توانند بررسی شوند که تمامی دادخواهی های داخلی انجام شده و بی نتیجه مانده باشد. با این حال اگر کمیته حقوق بشر به این نتیجه برسد که اجرای چنین دادخواهی هایی به نحو غیر منطقی طولانی شده است، اعلامی که به وی تسلیم شده است را قابل پذیرش تشخیص خواهد داد.
به قرآن سوزی در سوئد، که روز چهارشنبه گذشته و با مجوز دولت این کشور صورت گرفت، نباید به عنوان یک رویداد تصادفی یا آنطور که در بعضی اظهار نظرها و تحلیلها آمده، در واکنش به عملکردهای افراطیون و تکفیریهائی از قبیل داعش و القاعده و طالبان نگاه کرد.
این گروهها را خود غربیها به وجود آوردهاند تا با ایجاد جنگ و درگیری و اختلاف در کشورهای اسلامی، با استفاده از این فرصت بتوانند اهداف استعماری خود را محقق سازند. ملتها را ضعیف نگهدارند، به دولتها سلاح بفروشند و خود را طرفدار صلح و حقوق بشر جا بزنند. بنابراین، کارهای خلاف تکفیریها و گروههای تروریستی، مطلوب غربیهاست و آنها از این جهالتها و جنایتها حداکثر بهره برداری تبلیغاتی را به عمل میآورند و به همین دلیل تا میتوانند برای تقویت این گروهها تلاش میکنند و زمینههای ادامه حیاتشان را فراهم مینمایند. میبینید که داعش و القاعده و طالبان هیچ مزاحمتی برای رژیم صهیونیستی که در قلب منطقه اسلامی حضور دارد فراهم نمیکنند و صهیونیستها هم کاملاً هوای آنها را دارند بطوری که حتی مجروحین و مصدومین آنها را در بیمارستانهای تلآویو معالجه میکنند. روابط غیررسمی رژیم صهیونیستی با حکومت خودخوانده طالبان در افغانستان را نیز رسانههای صهیونیستی اعلام کردند و حمایتهای اطلاعاتی و آموزشی آنها از طالبان نیز هماکنون جریان دارد.
نتیجهای که از این واقعیت آشکار میتوان گرفت اینست که اقدامات ضداسلامی در غرب از جمله سوزاندن قرآن کریم در سوئد با مجوز دولت این کشور و شبیه چنین اقداماتی در چند کشور دیگر اروپائی که چند ماه قبل صورت گرفت، ربطی به عملکرد گروههای تکفیری و تروریستی منتسب به اسلام و مسلمانان ندارد. کسانی که چنین تحلیلهائی ارائه میدهند به ماجرای کتاب آیات شیطانی سلمان رشدی مرتد توجه کنند که مربوط به سال 1367 است، زمانی که هنوز خبری از گروههای تکفیری و تروریستی داعش و طالبان نبود. دولتهائی که گروههای افراطی اسلامی را به وجود میآورند تا از طریق عملکرد آنها ابزاری برای تبلیغات علیه اسلام بسازند و به این دین خدا بتازند، هرگز کاری نخواهند کرد که به این ابزار لطمهای وارد شود. پس ریشه قرآن سوزی و اقداماتی از قبیل اهانت سلمان رشدی به پیامبر اسلام و قرآن و همسران پیامبر را باید در جای دیگر جستجو کرد.
صهیونیستها در کشورهای غربی اعم از اروپا و آمریکا نفوذ دارند و با امکانات تبلیغاتی و اهرمهای مالی و ارتباطی خود به راحتی میتوانند دولتهای غربی را به انجام آنچه میخواهند وادار کنند. اطلاعات موجود نشان میدهند دستهائی که ماجراهائی از قبیل قرآن سوزی، کاریکاتور شارلی ابدو و کتاب آیات شیطانی سلمان رشدی را به وجود میآورند، همگی از مراکز فعال صهیونیستی بیرون میآیند. صهیونیستها موجودیت خود را از ناحیه مسلمانانی که به تعالیم قرآن اعتقاد دارند و پایبندی نشان میدهند در خطر میبینند. آنها میدانند که پیروان قرآن کریم هرگز به اشغال فلسطین توسط صهیونیستها رضایت نخواهند داد و لذا دشمنی و کینه خود نسبت به مسلمانان را پایان ناپذیر میبینند و تلاش میکنند از طریق اهانت به قرآن و پیامبر اسلام، عقده گشائی کنند.
نکته تاسفبار اینست که دولتهای اسلامی دچار بیعملی هستند و برای مقابله با اهانت به قرآن و اسلام در کشورهای غربی، بموقع وارد عمل نمیشوند. در همین قرآن سوزی اخیر، چند روز قبل از واقعه، اخبار صدور مجوز این اهانت منتشر شده بود و همه میدانستند که قرار است چنین جسارتی صورت بگیرد. متاسفانه تا زمانی که این جسارت عملی شد هیچیک از دولتهای اسلامی اقدامی برای جلوگیری از آن به عمل نیاوردند.
دولت جمهوری اسلامی ایران و دولتهای عربی و اسلامی که در دو سه روز گذشته نمایندگان سیاسی سوئد را احضار کرده و یا مجوز دادن دولت این کشور برای قرآن سوزی را محکوم کردهاند، چرا زمانی که خبر صدور مجوز قرآن سوزی توسط دولت سوئد منتشر شد به دولتمردان سوئد هشدار ندادند و تهدید به اقدامات دیپلماتیک علیه این دولت نکردند؟ مجامع عریض و طویل کشورهای اسلامی چرا قبل از این واقعه اقدام پیشگیرانه نکردند؟ دولتهای کشورهای اسلامی باید راهکاری را برای جلوگیری از تکرار اهانت به مقدسات اسلامی در نظر بگیرند و از این طریق به این قبیل جسارتها پایان دهند
لینک کوتاه
برچسب ها
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0