- تاریخ انتشار : جمعه ۵ اردیبهشت ۱۴۰۴ - ۱۹:۵۸
- کد خبر : 720 چاپ خبر
شهادت در مسیر خدمت؛ تبلور فلسفه حکمرانی در جمهوری اسلامی
حادثه سقوط بالگرد حامل رئیسجمهور و جمعی از مقامات ارشد جمهوری اسلامی ایران در ارتفاعات ورزقان، فراتر از یک رویداد تلخ هوانوردی، جلوهای از فلسفه عملی حکمرانی در جمهوری اسلامی را آشکار ساخت. این رخداد، نهتنها ضایعهای بزرگ برای ساختار اجرایی کشور بود، بلکه فرصتی برای تأمل در مفهوم «خدمت» و نسبت آن با «قدرت سیاسی» در نظام جمهوری اسلامی فراهم کرد.

حادثه سقوط بالگرد حامل رئیسجمهور و جمعی از مقامات ارشد جمهوری اسلامی ایران در ارتفاعات ورزقان، فراتر از یک رویداد تلخ هوانوردی، جلوهای از فلسفه عملی حکمرانی در جمهوری اسلامی را آشکار ساخت. این رخداد، نهتنها ضایعهای بزرگ برای ساختار اجرایی کشور بود، بلکه فرصتی برای تأمل در مفهوم «خدمت» و نسبت آن با «قدرت سیاسی» در نظام جمهوری اسلامی فراهم کرد.
در این سانحه، چهرههایی چون آیتالله سید ابراهیم رئیسی، حسین امیرعبداللهیان، حجتالاسلام آلهاشم، مالک رحمتی، محافظ ایشان و سه خلبان نیروی هوایی به شهادت رسیدند. ترکیب این افراد – از رئیسجمهور و وزیر خارجه تا استاندار، امام جمعه و خدمه پرواز – نشان میدهد که مفهومی عمیق از «همافزایی نقشها» در متن این پرواز وجود داشت؛ پروازی که نه به قصد تشریفات، بلکه برای رسیدگی به مناطق محروم انجام شده بود.
از منظر حقوق عمومی، یکی از پرسشهای دیرینه، نسبت «قدرت» با «مسؤولیت» است. انقلاب اسلامی ایران، در پاسخ به این پرسش، مدلی بدیع از حکمرانی ارائه کرده است: قدرت بهمثابه امانت، و مسئولیت بهعنوان وظیفهای الهی. در این منظومه فکری، کارگزار جمهوری اسلامی نه صاحب امتیاز، بلکه خادم ملت است؛ و حضور در رأس امور، به معنای آمادگی برای فداکاری در راه عدالت و کرامت انسانی است.
شخصیتهایی مانند شهید رئیسی و شهید امیرعبداللهیان، نمادهای این الگو هستند. اولی در حوزه مدیریت و قضا، و دومی در دستگاه دیپلماسی، تجسم «کار بیادعا» و «مسئولیتپذیری خالصانه» بودند. آنها بیش از آنکه در عرصه رسانهای شناخته شوند، در میدان عمل مؤثر بودند. دیگر همراهان آنان نیز، در جایگاههای مختلف، نمونههایی از اخلاق حکمرانی، مردممداری، و تعهد سازمانی بودند.
ویژگی مهم این حادثه، آن است که در آن، سیاستمداران در حال انجام وظیفهای میدانی در یکی از محرومترین مناطق کشور بودند. این انتخاب جغرافیا – بهجای حضور در پایتخت یا مکانهای نمادین – حاوی پیامی سیاسی-اجتماعی است: مسؤول جمهوری اسلامی تا عمق جغرافیای محروم نیز همراه مردم میماند.
از منظر تئوریک، میتوان این رخداد را مصداقی از تحقق عملی «نظریه اسلامی-ایرانی حکمرانی» دانست؛ الگویی که در آن، مردممداری، عدالت، سادهزیستی و ایثار، شاخصهای ارزیابی عملکرد مسؤولان است. چنانکه رهبران انقلاب بارها تأکید کردهاند، نظام اسلامی بر پایه تربیت انسانهای مؤمن، متخصص، و متعهد استوار است؛ انسانهایی که در سختترین شرایط، آمادگی برای فداکاری دارند.
در این چارچوب، «شهدای خدمت» را میتوان معماران خاموش عدالت اجتماعی دانست؛ کارگزارانی که نهتنها در مسیر عدالت سخن گفتند، بلکه در میدان عمل، جان خود را در این مسیر فدا کردند. آنها حاملان واقعی پیوند «حق حاکمیت ملی» با «وظیفه اخلاقی حاکمان» بودند.
فقدان این شخصیتها، گرچه ضایعهای ملی محسوب میشود، اما الگوی رفتاری و مدیریتی آنان میتواند پایهگذار بازتعریف جدی الگوی حکمرانی در کشور باشد. جامعه دانشگاهی، مدیران اجرایی و نخبگان سیاسی موظفاند تا سیره این شهدا را به یک «الگوی سیاستورزی» بدل کرده و از تجربه زیسته آنان در تدوین سیاستهای توسعه، مدیریت منابع و ارتقاء سرمایه اجتماعی بهرهبرداری کنند.
بهعبارتی، این حادثه تلخ، اگرچه صحنهای از فراق بود، اما میتواند نقطهای برای بازاندیشی در فلسفه مدیریت، بازسازی اعتماد عمومی، و بازخوانی مسئولیت سیاسی در جمهوری اسلامی باشد.
کارشناس:امین عاملی پور
لینک کوتاه
برچسب ها
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0